محمد رضا واليزاده معجزى

12

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

اسناد تاريخى از اين قاعده به دور نيست و بس روشن است كه پژوهشگران بعدى هرگز بىنياز از آن نخواهند بود . نارساييهاى شكلى و روشى اگرچه به‌جاى خود داراى اهميت و درخور بررسى هستند ولى براى نويسندگان گروه سنتى كه بيش از هرچيز به مضمون اهميت مىدهند چندان كاستى قابل انتقادى نيستند . بنابراين آنچه گفتنى است رهنمودهايى براى شناخت درست محتوى اثر است : دربست بودن مطالب و توضيحات فراوان نويسنده كه متأسفانه گاه به حشو و تكرار مىانجامد ، ويژگى بارز كتاب است . اين ويژگى نيز با زمان و مخاطبان صاحب اثر پيوند دارد . معجزى پژوهشگرى است كه در روزگار وى به اندازهء امروز كتاب فراوان و آسان در دسترس همگان ، به ويژه مردم لرستان ، وجود نداشت ، او و افراد انگشت‌شمارى چون او كه براى نخستين بار به شناخت و شناساندن لرستان پرداختند با دشواريهاى فراوان به منابع خود دست مىيافتند ؛ ازاين‌رو دلسوزانه مىكوشد تا آنچه را يافته به خوانندگان خويش تقديم كند . روايات شفاهى و نقل گفته‌هاى تاريخ‌سازان يا شاهدان رويدادها از ديگر نقطه‌هاى قوت كار اوست . با اين‌كه در اثر حاضر نويسنده براى منابع رسمى اهميت و اعتبار دست اولى قائل شده است و بيشتر براى نقد آن‌ها و حتى در پانويس ، تاريخ شفاهى را به كار گرفته يا همچنين در شناخت دقيق راويان كوتاهى نموده ؛ باز توجه او به اين امر و حجم مطالب ارائه شده قابل تقدير است . قلم معجزى روان ولى داراى اطناب است چنان‌كه گاه يك بند را همچون گفتار يك نفس در پى هم مىآورد . با اين همه شيرينى و جذابيتى كه در كلام اوست ريشه در همنشينى با مردم و حضور داشتن در مجالس و محافل مردمى دارد . در نتيجه ، در بسيارى از موارد در اثر او مرز ميان قصه و تاريخ از ميان مىرود و همين امر سبب مىشود تا خواننده ، به ويژه خواننده مبتدى و عامى ، از هر بخشى آغاز كند ، نه تنها در فهم مطالب به دشوارى برنخورد كه سخت شيفتهء آن گردد . نكته ديگرى كه در كنار ويژگيهاى درخور ستايش كتاب حاضر بايد خوانندهء نكته‌سنج به آن توجه كند " نقد خبر " در تاريخ است . با اين‌كه نويسنده كوشيده تا سرحد امكان در گردآورى اطلاعات از منابع موثق تلاش كند ولى آنچه ارائه شده است هيچ‌گاه مطلق واقعيت نيست بلكه گزارشى از تاريخ لرستان به روايت نويسنده ، آن هم برپايه مدارك و منابعى مىباشد كه از آفتها ، محدوديت‌ها و نارسايىهاى معمول به دور نيست . و اين مسأله‌اى است كه خود نويسنده در